گلچینی از گفتار و چکامه
 بزرگان فرهنگ ایران زمین

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا شادباش و دیر زی
میر زی تو، میهمان آید همی

میر، ماه است و بخارا آسمان
ماه، سوی آسمان آید همی

میر، سرو است و بخارا بوستان
سرو، سوی بوستان آید همی
(رودکی)

  • آدمیزاد اگر بی ادب است آدم نیست 

  • آنچه می گویم به قدر فهم توست
    مردم اندر حسرت فهم درست (مولوی)

  • آفتاب آمد دلیل آفتاب                       
    گر دلیلت باید از وی رخ متاب  (مولوی)

  • فراوان خزینه فروان غم است
    کم است اندُه آن را که دنیا کم است. (نظامی)

  • از حلب تا کاشغر میدان سلطان سنجر است.

  • اگر نخواهی تو نور علم اندوخت 
    به تنور اثیر خواهی سوخت ( اوحدی)

  • نکویی گر کنی منت منه زان
    که باطل شد زمنت جود و احسان
    (ناصر خسرو)

  • سالها دل طلب جام جم می کرد
    آنچه خود داشت زبیگانه تمنی می کرد (حافظ)

  • با بدان منشین که درمانی
    خو پذیر است نفس انسانی ( سنایی)

  • پسر نوح با بدان بنشست
    خاندان نبوتش گم شد

  • سگ اصحاب کهف روزی چند
     پی نیکان گرفت مردم شد ( سعدی)

  • آنجا رو که بخوانند
     نه آنجا که برانند

  • نالیدن بلبل ز نوآموزی عشق است 
    هرگز نشنیدیم زپروانه صدایی
    ( حزین لاهیجی)

  • ***********************

  • نخستین باده کاندر جام کردند
    زچشم مست ساقی وام کردند

  • ز بهر صید دلهای جهانی
    کمند زلف خوبان دام کردند

  • به گیتی هر کجا درد دلی بود
    به هم کردند و عشقش نام کردند

  • سر زلف بتان آرام نگرفت
    ز بس دلها که بی آرام کردند

  • چو خود کردند راز خویشتن فاش
    عراقی را چرا بد نام کردند؟
    (
    فخرالدین عراقی)

  • گر یک دوست خفته است
    دوست دگر بیدار است

 

 

 

Copyright © 2006-2011BAZARYAB بازاریاب1390-1385 شمسی همه حقوق محفوظ و متعلق به   بازاریاب می باشد 
 
© ایران راهنما  1376  -  1390   همه حقوق محقوظ و متعلق به کانون تبلیغاتی و اطلاع رسانی ایران راهنما می باشد